عطا ملك جوينى
133
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
اوّل فصل خريف پيش از وصول چندين حريف نشسته بود برخاست و از پيران صدساله كس نشان ندادست كه از ابتداى حلول آفتاب باوّل نقطهء ميزان از برودت هوا و سقوط اندا « 1 » و كثرت ثلوج امكان دخول و خروج درين بقاع ممكن بوده است « 2 » جز استسلام و التياذ « 3 » بظلّ استرحام پناهى ندانست و از شدّت باس و خوف و هراس پناه با تضرّع و تشفّع دادند « 4 » ، قهر تو گر طلايه به دريا كشد شود * * در در صميم حلق صدف دانهء انار ايلچى فرستاد و از جرايم گذشته استغفار و استعفا كرد ، بدان سبب عاطفت عامّ پادشاهانه و مرحمت تامّ شهنشاهانه بقلم قدرت آيت فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ در صفحات اعمال او و قومش ثابت گردانيد ، و ركن الدّين بابتدا اكثر اعيان و اركان را با پسر خود بيرون فرستاد و او روز ديگر كه بنواختهاى موعود اختصاص يافته بود بنشيب « 5 » آمد و آن روز فرخنده سلخ شوّال اين سال بود سلخ اقبال اصحاب الجبال بلك غرّهء تباشير لطف ذى الجلال ، فى الجمله ركن الدّين نيز از آن ذروهء بلند و نشيمن مرتفع كه خود را بر بالاى آن در آن صدد مىپنداشت كه برين تند كوه جلنباد « 6 » گوئى * * چو فغفور بر تختم و بور « 7 » بركت « 8 » در مقام حيرت و دهشت افتان خيزان « 9 » كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي
--> ( 1 ) آ ج : اندا ؟ ؟ ؟ ، ز : انوا ، ( 2 ) كذا فى ح ، ج : نبود ، آ : نبود ؟ ؟ ؟ ، د ه : بوده ، ز : بود ، ب : بوده باشد ، ( 3 ) كذا فى ه ، آ ب ج ح با تنقيط ناقص يا فاسد ، ز : التيام ، د ندارد ، - التياذ بمعنى پناه بردن از باب افتعال از لاذ يلوذ در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد ، ( 4 ) كذا فى جميع النّسخ ، و لعلّ الظّاهر : داد ، ( 5 ) ج د ز : بشيب ، ( 6 ) كذا فى ا ه ح ، ج : جلساد ، ب : حلساد ؟ ؟ ؟ ، ز : جلنساد ، د اين بيت را ندارد ، ( 7 ) كذا فى آ ، ب ز ح : فور ، ه : غور ، ج : زير ، ( 8 ) از جمله ابياتى است از مظفّر خمج از دبيران عهد سنجر ، براى بقيّهء ابيات رجوع كنيد بج 1 ص 236 ، ( 9 ) ج د ه ز : افتانوخيزان ،